من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی حرف می زنم
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم ...
برای حامد ، دیوونه من
من از نهایت تاریکی حرف می زنم
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم ...